آزادی

آزادی

سپتامبر 10, 2018 0 نوشته: فائزه سجادی

تو شبیه چه کسی خواهی بود؟
زن سی و چند ساله ی جذابی
که به طرزی منحصر به فرد
لباس می پوشد
حرف می زند
لبخند به لب دارد
و با آن مدل موی کوتاه و خاص خودش
توام با نگاهی ساده
در مجمع زنان
نگینی بر انگشتر است؟
یا مردی که تازه به آستانه چهل سالگی پا گذاشته؟
و موهای جو گندمی اش
دل دختران نابالغ شهر را
به رویای یک شب عاشقانه می برد
غرق در شراب و شمع و موسیقی!
شاید کودکی باشی
که بعدها از من متولد خواهد شد؟
یا گربه ای که سالها کنار من زندگی کرده!
یا درختی که سایبان روزهای تنهایی من است؟
نمی دانم
به نظر می آید
شبیه همه هستی و هیچ کس!
وسعت زلال ات به دریا می ماند
و عطر دل فریبت
به جنگلهای بلوط
مقاومت و ماندگاری ت شبیه خاک است
و سیال بودنت
همچون باد
جوان یا پیری؟
کودکی یا میانسال؟
شاید هنوز متولد نشده ای
شاید هم
بارها و بارها مرده ای و باز زنده شدی!
تنها چیزی که می دانم
این است
که همه جا هستی
در سلولهای من
به شکل کاملا محسوسی !
منتشر شده ای
نفس های من
از واکنش تو با روحم
بیرون می تراود
و باز در من جای می گیرد
مداومتت را دوست دارم
چه خوب است
که این قدر روانی!
راحت بگویم
با تو
بیش از هر چه در جهان وجود دارد
راحتم
و مطمئن هستم
این حجم عظیم آزادی
در روزی که
بالاخره
به شکلی ثابت!
در آغوش گیرمت
من را خواهد کُشت!

این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید: