رقصنده در تاریکی

رقصنده در تاریکی

مارس 4, 2020 0 نوشته: فائزه سجادی

درست نمی دانم باید دنبالم چه باشم

فقط می گردم تا پیدا کنم

مقصود

گشتنی از نوع گذاردن

و گزاردن در پی تایید

نیست!

بلکه جستجوییست به دنبال معنا !

معنایی ممکن

در قالب زندگی

که گاه عشق را به جَلد می کُشد

و گاه شهرت!

یا نه ؟

شالوده ایست برای

رسیدن به تنهایی؟

یا گریختن از آن!

و آیا راه گریزی هست؟

نه

…………………………………………………………………..

عصر بود

نه دلپذیر و نه آرام

بلکه آکنده از تشویش و آشوب

در پناه ملحفه و موسیقی

مشحون اوقاتی که عادی بودند!

احساس سرما کردم

تنم در فقدان عطری به خود لرزید

و چشمهایم تعمدا شروع به گریستن کرد!

عکس العملی مقابل

یک صدا، جمله، یا نت!

غروری شکسته

و تن داده به سرنوشتی مغلوب

تنهایی!

غرق در نظمی شاعرانه و غمگین

چون متهمین محکوم به اعدام

رخت اندوه به تن کرد

و به مدت چند دقیقه

به روزنه ی دری نیمه گشوده زل زد

که آن سویش

رویایی شیرین شکل گرفته بود!

قامتی مقابلش ایستاده

و در مرثیه ای آهنگین

موزون و متقارن

گام بر می دارد!

با هر نت

شانه و زانوانی

در وسوسه ای مسموم

می رقصد و می چرخد

اما نه

رویابافی

کاری بس عبث و کودکانه بود!

آن مرد نمی توانست رقصنده ی منتخب باشد!

…………………………………………………………………..

رویایی

به فاصله ی

پخش یک آهنگ تا گریستن یک زن

شکل گرفت و از هم پاشید

درست آن سان که انسان

در استیصال تنهایی

از هم می پاشد !

شاید گشتن

به معنای

بازیافت لحظات گسسته از هم باشد

شاید …

این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید: