نگاهی به نویسندگی در سال 2020 !

نگاهی به نویسندگی در سال 2020 !

ژانویه 3, 2020 0 نوشته: فائزه سجادی

چطور به نویسندگی در سال 2020 بپردازیم؟

قبل از هر چیز باید انتخاب کنیم :

می خواهیم بز باشیم یا گاو نر ؟!

می گویند زندگی یک داستان بلند است اما من به صراحت می گویم :

این حرف کاملا غلط است!

به نظر من زندگی مجموعه ای به هم پیوسته از هزاران و شاید میلیون ها داستان کوتاه است که جذابیت اش در مفهوم و ارزش مستقل داستانها از یکدیگر می باشد . من این حرف را می زنم چون به عنوان فردی که عاشق نوشتن است و می خواهد نویسندگی را تا پایان عمر تمرین کند -البته با نگاهی نو به نویسندگی در سال 2020- ، به این نتیجه رسیده ام : نوشتن داستان بلند ، بدون مهارت در داستان نویسی کوتاه کاری بس غیر ممکن خواهد بود!

دوستانی بهتر از جان دارم که مدتهاست در زمینه نوشتن مشوقم هستند و انصافا تا امروز رهنمودهایشان به جا و کارآمد بوده است . جا دارد همیجا از صمیم قلب از دوستان عزیزم تشکر لازم به عمل بیاورم.

اما مگر می شود با تشویق و انرژی مثبت دیگران نویسنده شد؟ قطعا نه !

نویسندگی سخت تر از این حرفهاست!

بارها پیش آمده که از زیر بار “هر روز مشق کردن” شانه خالی کرده و زمان را در ازای پیگیری اخبار روز و زرد شبکه های اجتماعی از دست داده ام ! اینکه نشد کار ! بله درست است :

کار هر بز نیست خرمن کوفتن

گاو نر می خواهد و مرد کهن !

بنابراین به این فکر کنید که کدامیک هستیم؟!

بنده شخصا تصمیم گرفته ام گاو نر باشم ! جدای وظایفی که به عنوان یک نویسنده بر دوش شخصیت انسانی ام قرار داده ام! باید بگویم داستانهای من مملو از زندگی افراد دور و نزدیکیست که پُرند از اتفاقات خوب و بد بسیار . همین آدمها و داستانها باعث شده اند نویسندگی در من متبلور شود . بنابراین به دنبال دلیلی برای نویسندگی بگردید . حتما از من می پرسید: چه دلیلی برای این کار داری؟

می گویم :

اتکا به زندگی !

بیشتر ببین .

بیشتر بشنو .

بیشتر بنویس .

و در این میان از مطالعه نیز غافل نشو!

البته این قسمت دقیقا همان بخش سخت ماجراست ! و اگر آدمی باشید که از هر کتاب و نوشته ای چون من خوشتان نیاید ، حسابتان با کرم الکاتبین است ! متذکر می شوم مبادا فکر کنید برای نویسنده شدن این کارهای پیش پا افتاده کفایت می کند ! ولی خب ! جای بسی امیدواریست چراکه به نظر می آید فعلا آسان ترین راه ممکن است!

دلیل من

از دوران کودکی تا به امروز “نوشتن” تنها راه نجات زندگی ام بوده … می گویم “از” چون زندگی برای من در کلمه ی ناخوشایند “مرگ” معنا شده -البته چنین بازخورد منفی و تلخی ریشه در تربیت خانوادگی و شرایط فردی و اجتماعی من دارد که بحث در این باره جای هیچ اعرابی ندارد- بنابراین وقتی آدمی مثل من غرق کلمات می شود گویی دارد از مزه ی حقیقی داستانها فاصله می گیرد ! هر بار نوشتن برای من مساویست با تجربه ی مجدد طعم شیرین مرگ .

درست است که زندگی من همچون طعم قهوه ای جوشیده! عطر واقعی اش را از دست داده است

اما چه کنم؟ چاره ای نیست ، باید چند صباح باقی را زیست …

در چند سال اخیر سعی کرده ام نرم نرمک در مسیر پر فراز و نشیب نویسندگی رو به جلو حرکت کنم! نمی دانم چقدر موفق بوده ام ؟ هر چه هست، تصمیم بر این گرفتم که امسال را طور دیگری آغاز کنم.

طرح نو در سال 2020

اگر مایه ی تعجبتان نمی شود باید عرض کنم بیشتر اوقات از این همه دیدن و شنیدن به ته می رسم ! یعنی در نقطه ای از زندگی قرار می گیرم که هیچ کلمه ای نمی تواند ناجی ام باشد ! و آن هنگام که به اعماق چاه تاریک سکوت پرت می شوم گویی دنیایم به آخر می رسد .

بنابراین اگر دیدید گاهی زیاد و گاهی کمم ! بدانید در فراز و فرود مسیر گم شده ام بطوریکه معلوم نیست در آن شرایط چند وقت و چگونه می توان دوام آورد !؟

اما خبر خوش این است که همیشه آغازی جدید پس از هر پایان وجود دارد . در مورد نویسندگی هم ، چنین است . وقتی آدمی مثل من در تله کلمات محاصره می شود بلد است چطور خودش را از حصر برهاند ! بنابراین جای هیچگونه نگرانی نیست . هدف این است که هر روز یک واقعه ی واقعی روایت شود . وقایع ممکن است مربوط به امسال باشد ممکن است نباشد اما چیزی که مسلم است این است :

آنچه خواهدی خواند همانها هستند که دیده و شنیده ام .

با من همراه باشید با اولین داستان واقعی از سری وقایع گذشته که در ابتدای سال 2020 ثبت شد.

اوقاتتان به کام

فائزه

 

 

 

 

 

این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید: