غیر معمولی/قسمت ششم

غیر معمولی/قسمت ششم

جولای 1, 2019 0 نوشته: فائزه سجادی

دلش میخواهد پس از صرف دلپذیر غذا کار مفیدی به جز چرت زدن انجام دهد . مثلا میتواند به ادامه مطالعه یا نقاشی بپردازد . از آنجاییکه مطالعه ی داستان پسرک بیش از اندازه ذهنش را درگیر می‌کند ،راه دوم را انتخاب کرده و کتاب رنگ آمیزی بزرگسالان با محتوای آرامش را از قفسه ی کتابها بیرون می کِشد . زن علاقه خاصی به رنگ ها و البته به طور کل به هنر دارد . در واقع احترامی که او به هنر می گذارد در نوع خودش زیاده روی محسوب می شود ولی نقاشی چیز دیگریست .آدم با هر سن و سالی می تواند روی رنگها حساب کاسبی باز کند! طبیعتِ رنگها بدین گونه است که تلاطمهای انقلابی درونِ آدمی را فرو می نشاند ! کتاب متشکل از اشکال هندسی منظم و متفاوتیست . زن سخت ترین طرح ها را می پسندد چون به نظرش الگوهای آسان ،نه تنها ذهنش را به چالش نمی کشند بلکه ممکن است به سوی مسائل حاشیه ای نیز منحرفش کنند! بنابراین الگوی مدوری از اشکال تو در تو انتخاب و شروع به رنگ آمیزی میکند. زن از آن دسته آدمهاست که همواره به دنبال چالش و گاهی دردسر می گردد ! البته دردسر نه بدان منظور که کاری خطرناک یا مخاطره آمیز انجام شود! نه، بلکه فقط به این معنا میتواند باشد که میزان مضاعف کنجکاویهایش را به طرق خلاقانه ای اغنا کند مثلا اگر برای اولین بار او را در مکانی هنری یا علمی ملاقات کردیدکه اغلب می توان او را در چنین اماکنی یافتآنقدر با سوالات مختلف ذهنتان را به چالش می کشد گویی با کودکی مشتاق دانش طرف هستید.زن همان رفتارهایی را از خود به نمایش می گذارد که ذهن اش پی آنهاست.با چنین ذهنیتی دایره های بزرگتر و انتهایی کاملا با رنگ خو گرفته اند بطوریکه غلظتِ رنگ در جنسِ کاغذ حل شده و در نهایت شکلی با رنگهای‌ متعادل به چشم میخورد . او از مداد رنگی یا ابزار کم حس و حال استفاده نمی کند بلکه بالعکس دوست دارد رنگها با شدت هرچه تمامتر و قویتر از حال واقعی شان دیده شوند بنابراین ماژیک یا رنگ روغن انتخابهای همیشگی او در نقاشی هستند. رنگ ها متشکلند از سرخ آبی، سبز چمنی، آبی فیروزه ای ، بنفش ، زرد لیمویی و چند رنگ کم شدت در هارمونی همان رنگهای جیغ … او رنگ می‌زند و از دیدن نظم زیبایی که رنگها کنار یکدیگر خلق می‌کنند لذت می برد. خب نمی توان این گونه کارها را بر او خرده گرفت! چرا که لذت بردن از این جزء زندگی کاریست سوای لذت از کل زندگی !دوران پر تلاطم بدبختی گذشته اما اکنونِ او کم از اغمای گمگشتگی نیست! گاها دلش می خواهد از نوسانات غمگنانه ی زندگی که چون آونگی نقره ای به او آویزان است خلاص شود و بفهمد چه کارهایی را بدون حضور آونگ میتوان انجام داد ؟ و چه کارهایی را نمیتوان
زن است و دلش می خواهد زنانگی را تماما ابراز کند البته نه به هر شکل و قیمتی!بلکه فقط و فقط دلش می خواهد چون زنی خردمند، باقیمانده ی راه را هرچند به تنهایی ! اما درست طی کند.
او پر است از خواست ها و تردیدها.از دوست داشتن و بیزاریِ همزمان! دلش برای خودش می سوزد که اکنون بی هدف دارد زندگی می کند و حسرت هر لحظه ای را میخورد که در نمی یابدش! برای همین چیزهاست که آشپزی و نقاشی را دوست دارد یا روی بوها دقیق می‌شود و با عطرها زندگی می کند. حتی یک بار برای عطری، شعری نوشت . شعری که در انتها به طرز دراماتیکی به مرگ ختم شد. او حتی دلش می خواست از آن شعر یا اشعار دیگرش فیلمهای کوتاهی میساخت که به سادگی قابل فهم نباشد ! بدش می آید لقمه ی آماده تحویل آدمها بدهد و به این معتقد است که مردم باید از فکرشان کار‌ بکشند و اینقدر به هر بهانه ای از زیر بار مسئولیت تفکر شانه خالی نکنند!
زن عاشق پیچیدگی هاست و تا جایی که من می دانم فقط پیچ و خمنای ذهنی آدمیان یا وقایع نظر او را جلب می کند! مثلا اگر متخصص یا استاد یک حرفه یا هنری میان جمعی حضور داشته باشد، مستقیما سراغ او رفته و با آماج سیل آسای پرسشهایش فرد مزبور را مجذوب و گاهی متنفر از خود می کند ! خب بله ! همه ی آدمها که از پرسش و پاسخ خوششان نمی آید و در مقابل از هر آنچه سطحی و ابتداییست پرهیز می کند. در همان جمع ممکن است صدها آدم دیگر وجود داشته باشند؟ اما زن اصلا حوصله ی آدمهای اضافه را ندارد. تنها کاری که می کند پیروی از‌ فرمانهای تکامل یافته ی علمیست! گرچه قطعی یا مسلم نیستند! ولی این کاریست که او انجام می دهد یا اینکه آدمهای کم هوش و کند ذهن را نمی تواند تحمل کند.فکر می کند یا شاید دوست دارد آدمها مسائل را عمیقا و سریعا درک کنند اما این خیال باطلی بیش نیست! چرا که جامعه پر‌ است از اکثریت آدمهایی که نه تنها سطح ابتدایی مسائل را درک نمی‌کنند بلکه کلا درک خاصی از‌مسائل و روابط انسانی ندارندآمده اند ولی نمی دانند چرا!چه رسد به درک ظرافتهایی چون شعر و نقاشی و عطر! البته این موضوع که دیگران می توانند درک درستی از برخی موضوعات داشته باشند؟ آنقدر ها حائز اهمیت نیست. بهتر است بپردازیم به اینکه زن چه می خواهد؟!

این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید: