گفتگوها ی دوستانه ی من و او  قسمت بیست و پنجم

گفتگوها ی دوستانه ی من و او قسمت بیست و پنجم

آوریل 4, 2019 0 نوشته: فائزه سجادی

در زاویه ی نگاه من ؛ او ،کتابی که روی مبل رها شده بود و بشقابها ی کثیفِ غذا قرار داشت. 
گفتم : کتاب خیلی خوبی است. خواندنش به فهمیدن رابطه کمک میکند ، در مورد شناخت رابطه نوشته شده.
گفت : رابطه؟ 
گفتم : بله ؛ منظورم این است که بدانیم کجای رابطه هستیم و چیزهایی هست که باید بدانیم نمی دانستیم اشان ! خیلی مهم است،نه؟
بعد ادامه دادم: البته این کتاب قبل تر از اول به شناخت خودمان کمک میکند و بعد به رابطه و طرف مقابل می پردازد. اینکه بدانیم راجع به خودمان چه می دانیم یا خیلی چیزها هست که نمی دانیم ! خیلی مهم تر از رابطه است…
گفت: بله ؛ وقتی خودت را درست بشناسی،همه چیز را می توانی بهتر بشناسی .
در حالیکه این جمله در ذهنم مدام تکرار می شد :
خودت را درست بشناس تا همه چیز را بهتر بشناسی…
ظرفها آماده شستن و منتظر من بودند !

این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید: