برچسب: یک داستان بلند بنام

غیرمعمولی/قسمت پنجم

لحظات تلخ به شکل آزاردهنده ای، ملموس و تند تند می گذرند، از این جهت آزاردهنده اند که هیچ اثری از دوست داشتن در آنها باقی نیست! در واقع زن زود به زود تصمیماتش را عوض می کند که این کاریست عبث! هنوز یک شبانه روز هم نشده است که علاقه اش به مرد را…

نوشته: فائزه سجادی ژوئن 16, 2019 0

غیرمعمولی/قسمت چهارم

در توالی پنجم از آهنگ پخش شده ، کار طبخ غذا به پایان می رسد . به دلیل علاقه ی زیادش به آشپزی سعی میکند مراحل انجام کار را کاملا دقیق انجام دهد . ضمن اینکه باید حواسش باشد بیش از حد سرپا نایستد که در این صورت کمر درد، بیچاره اش می کند! بعضی…

نوشته: فائزه سجادی ژوئن 12, 2019 0

غیرمعمولی/قسمت سوم

دوباره کتری سوت می کشد ، قوری را از روی آن برداشته و در لیوان دسته دار منحنی شکلی که به نظر ش قشنگ می آید چایی خوشرنگی ریخته و چند بیسکویت در بشقابی کوچک می گذارد و به سمت پذیرایی می رود . دلش میخواهد در آن وقت صبح کمی چای و بیسکوییت میل…

نوشته: فائزه سجادی ژوئن 6, 2019 0

غیرمعمولی/قسمت دوم

چند ساعتی از تشویشهای فکری شب قبل گذشته است . زن در حالی از خواب بیدار می شود که مرد کنارش نیست ،او اغلب عادت دارد محتاطانه به محل کار برود _ معمولا جنبه احتیاط را در تمام امور زندگی اش به جز یک مورد رعایت می کند _ در زمینه برخاستن از خواب و…

نوشته: فائزه سجادی می 31, 2019 0

غیرمعمولی/قسمت اول

کنار هم ، پشت به پشت خوابیده اند. همیشه عادت دارند اینطور بخوابند نه اینکه از هم بدشان بیاید یا مثلا قهر کرده باشند نه ، تعریفشان از چنین موقعیتی این هست که پشتشان به هم گرم است ! البته به جز مواقعی که واقعا از هم ناراحتند و وضعیت خوابیدنشان با فاصله ای بیشتر…

نوشته: فائزه سجادی می 30, 2019 2